پربازدیدترین ها
لینک دوستان
آخرین اخبار
تاريخ انتشار: 30 آذر 1393 - 00:02
ارسال شده بيش از 4 سال پيش ، بازديد: 1401




۲۸ صفر؛ سالروز رحلت جانگداز و جانسوز رحمه للعالمین، پیامبر صلح و دوستی و سفیر وحدت مهربانی؛ حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و شهادت مظلومانه سبط اکبر و فرزند عزیزشان؛ کریم اهل بیت عصمت و طهارت، حضرت امام حسن مجتبی (ع) و همچنین سالروز شهادت غریبانه حضرت ثامن الحجج، امام رضا (ع) را تسلیت و تعزیت عرض می‌نماییم.

روز رحلت پیغمبر و قبل از آن، روزهاى بیمارى آن حضرت، روزهاى  

 

سختى براى مدینه بود؛ به‌ ویژه با آن خصوصیاتى که اندکى قبل از رحلت پیغمبر پیش آمد. پیغمبر به مسجد آمد و روى منبر نشست و فرمود: هر کس به گردن من حقّى دارد، آن حق را از من بگیرد. مردم شروع به گریه کردند و گفتند یا رسول‌اللَّه! ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! فرمود رسوایى پیش خدا سخت‌تر از رسوایى پیش شماست؛ اگر به گردن من حقّى دارید، اگر از من طلبى دارید، بیایید و بگیرید تا به روز قیامت نیفتد. ببینید چه اخلاقى! کیست که دارد این حرف را مى‌زند؟ آن انسان والایى که جبرئیل به مصاحبت با او افتخار مى‌کند؛ اما درعین‌حال با مردم شوخى نمى‌کند؛ جدّى مى‌گوید تا مبادا در جایى به وسیله‌ى او، ندانسته حقّى از کسى ضایع شده باشد. پیغمبر این مطلب را دو بار، سه بار تکرار کرد.
البته در تاریخ ماجراهایى را آورده‌اند که من خیلى نمى‌دانم کدامش و چقدرش دقیق است؛ اما آن مطلبى که غالباً نقل کرده‌اند، این است که یک نفر بلند شد و عرض کرد: یا رسول‌اللَّه! من به گردن تو حقّى دارم. تو یک وقت با ناقه از پهلوى من عبور مى‌کردى؛ من هم سوار بودم، تو هم سوار بودى. ناقه‌ى من نزدیک تو آمد و تو با عصا، هى کردى؛ ولى عصا به شکم من خورد و من این را از تو طلبکارم! پیغمبر پیرهنش را بالا زد و گفت همین حالا بیا قصاص کن؛ نگذار به قیامت بیفتد. مردم حیرت‌زده نگاه مى‌کردند و مى‌گفتند آیا این مرد واقعاً مى‌خواهد قصاص کند؟ آیا دلش خواهد آمد؟ دیدند پیغمبر کسى را فرستاد تا از خانه، ‌‌‌ همان چوبدستى را بیاورند. بعد فرمود:
بیا بگیر و با همین چوب به شکم من بزن. آن مرد جلو آمد. مردم، همه مبهوت، متحیّر و شرمنده از این‌که نکند این مرد بخواهد این کار را بکند؛ اما یک وقت دیدند او روى پاى پیغمبر افتاد و بنا کرد شکم پیغمبر را بوسیدن. گفت: یا رسول‌اللَّه! من با مسّ بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات مى‌دهم!

 

 

خاطره‌ای از زبان امیرالمؤمنین؛ امام علی (علیه السلام):

 «پیامبر اکرم (ص) هم، ضامن آهو بوده‌اند.»

اکنون به من گوش کنید تا خاطره‌ای از حبیبم، پیامبر خدا (ص) برایتان نقل کنم:
 «روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جایى مى‌گذشت، در بین راه، گذارشان بر ماده آهویى افتاد که در خیمه و خرگاهى بسته شده بود.
آن حیوان به قدرت خدا زبان بگشود و با پیامبر گرامى سخن گفت و به آن حضرت عرض کرد:
اى فرستاده خدا! من مادر دو آهو بچه‌ام که اینک هر دو، گرسنه و تشنه‌اند و پستان‌هایم از شیر آکنده، از شما تقاضا دارم (هر چند) ساعتى مرا‌‌ رها سازید تا پس از شیر دادن آن‌ها بازگردم و دوباره در همین جا به بند نشینم.
رسول خدا (که درود خداوند بر او و خاندانش باد.) فرمود: چگونه این کار ممکن است، در حالى که تو صید و شکار مردم و اسیر و دربند هستى؟ آهو گفت: اگر‌‌ رهایم کنید (به زودى) باز آیم و شما خود مرا در بند کنید.
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پس از آنکه از حیوان تعهد گرفت، ر‌هایش ساخت.
چیزى نگذشت که آهو بازگشت اما پستانش از شیر، تهى گشته بود.
پیامبر اکرم (ص)، حیوان را در‌‌ همان مکان بست و سپس پرسید: این آهو شکار کیست؟
گفتند: صیاد و مالک آن، شخصى از تیره عرب است.
رسول خدا (بى درنگ) رهسپار آن قبیله شد و به منظور رهایى حیوان، قصد خریدن آهو را کرد و در این خصوص با صیاد سخن گفت، اما صیاد گفت: اى فرستاده خدا! پدر و مادرم فداى شما، این حیوان را از همین جا‌‌ رها ساختم.
آنگاه پیامبر خدا (که درود خداوند برو و خاندانش باد) به جمع حاضر، روى کردند و فرمودند:
اگر چارپایان نیز به میزان شما از مرگ (و سختی هاى پس از آن) خبر داشتند، هرگز از آن‌ها، گوشت فربهى نمى خوردید.»

Share google plus twitter facebook whatsapp

نظرات تاييد شده: (0 نظر)



نظرات کاربران
هنوز نظري براي اين مطلب ارسال نشده.
ارسال نظر

نام: *

ايميل:

وب سايت:

نظر شما: *

کد امنيتي: [تغيير کد]

*
Today / امروز

    Today: Sunday 18 Nov2018 امروز: يکشنبه 27 آبان 1397

اوقات شرعی

تبلیغات

    شرکت آراک الکترو پارس

      ارائه کننده خدمات نصب و راه اندازی درب های برقی، پله برقی و آسانسور در مجتمع‌های مسکونی، منازل، مغازه و غیره. 
    ۰۹۱۷-۳۷۲-۲۹۹۸
    حميدرضا بناري

    *****************

    شرکت ترخیص کالا و بازرگانی آذین کارون اروند

    ترخیص کالا از تمامی گمرکات کشور

    تهران-بازار شوش-بلور فروشها-پاساژ نور طبقه دوم پلاک۵۲۶

    تلفن ۰۲۱۵۵۳۵۳۱۹۵-۰۲۱۵۵۳۵۳۲۰۲فکس

    سجاد بهادری
    ۰۹۳۵۷۰۷۲۰۵۹


    *****************

    طراحی نما و دکوراسیون داخلی

    بندر گناوه-خیابان پست،روبروی اداره کار، دکوراسیون آریا سقف

    مجتبی رفعتی-۳۳۵۸-۷۷۰-۰۹۱۷


    *****************

    تنظیم موتور-تعمیرات ای سی یو-شستشوی انژکتور-برقکاری هوشمند شبکه های Can ,Van

    تعمیر و پیکره بندی کلیه نودهای
    Multiplex ,Ecomax ,SMS

    بنار آزادگان-توانا-۸۲۹۶-۶۶۸-۰۹۱۷

تازه ترین مطالب
پیام مدیر

    سال ۱۳۹۶ 

     

    سال 96

    هدف و شعار وب سایت :
    بیائید با همدلی، همفکری و همکاری روستایمان را آباد و سرافراز نمائیم.

لینکهای دانلود نرم افزار معرفی روستای بنار آزادگان به همراه زندگینامه شهدای روستا قابل نصب بر روی موبایل
تازه ترین نظرات
پيام ها و دلنوشته هاي كاربران

    با سلام و تشكر از حضور شما

  • » چه خواهم کرد بعد از تو ... (حدود 1 سال قبل)
  • » *************************** غمت پیرم نموده درجوانی نکردم ... (حدود 1 سال قبل)
  • » *************************** دل شـوریده ام دارد هــوایت ... (حدود 1 سال قبل)
  • » شعرامام زمان گفتم به مهدی برمن ... (بيش از 2 سال قبل)
  • »  پانهاده خاطرم در کوچه های یاد ... (بيش از 2 سال قبل)
  • » " شعر بلکمی" محلی بلکمی ریشه ... (بيش از 2 سال قبل)
  • » مگر چگونه زندگي ميکنيم که تا ... (بيش از 3 سال قبل)
  • » سلام وخسته نباشی خدمت اقای بناری ... (بيش از 3 سال قبل)
  • » باسلام و خسنه باشید به مدیر ... (بيش از 3 سال قبل)
  • » اینجا دلِ دریاست و خیزابِ عدیده ... (بيش از 3 سال قبل)
  • [ليست پيام ها] [نوشتن پيام]

بازدید
    بازدید امروز: 2427
    بازدید دیروز: 4742
    بازدید کل: 7889138
    افراد آنلاین: 9
go top