پربازدیدترین ها
لینک دوستان
آخرین اخبار
تاريخ انتشار: 03 اسفند 1390 - 01:03
ارسال شده بيش از 8 سال پيش ، بازديد: 4398



استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:

۵۰ گرم، ۱۰۰ گرم، ۱۵۰ گرم

استاد گفت:

من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقا «وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

استاد پرسید:

خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می‌افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دستتان کم کم درد می‌گیرد..

حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دستتان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئنا «کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می‌شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آن‌ها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا «مشکلات زندگی هم مثل همین است
.

اگر آن‌ها را چند دقیقه در ذهنتان نگه دارید. اشکالی ندارد.
 
اگر مدت طولانی تری به آن‌ها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلجتان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم‌تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آن‌ها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می‌آید، برآیید!

دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری زندگی همین است.

منبع: وب سایت هایدروفروم
Share google plus twitter facebook whatsapp

نظرات تاييد شده: (11 نظر)



نظرات کاربران
حمیدپارسامهر بيش از 8 سال قبل گفت:
جناب آقای بناری با درود
متاسفانه اینقدر مشکلات زیاده که حتی اگه شب قبل از خواب هم بهش فکر نکنی حتما وقتی خوابیدی تو خوابت خواهد اومد. --- سلام جناب پارسا مهر. من هم اين را مي دانم ولي براي بهتر زندگي كردن بهتر است كه اين موضوع را رعايت كني. موفق باشيد. مدير وب سايت
سجاد بهادری بيش از 8 سال قبل گفت:
داستان
دو پسر بچه ی سیزده و چهارده ساله کنار رودخانه ایستاده بودند که در آن هنگام یک مرد شرور که بزرگ و کوچک فرقی برایش نداشت، برای سر کیسه کردنشان سراغ آنها رفت، ابتدا به پسر بچه ی سیزده ساله که خیلی زرنگ و باهوش بود گفت: "من شیطان هستم اگر به من یک سکه ندهی همین الان تو را تبدیل به یک خوک می کنم" پسر بچه ی سیزده ساله زبر و زرنگ خندید و او را مسخره کرد و برایش صدایی در آورد! مرد شرور از رو نرفت و به سراغ پسر بچه ی چهارده ساله رفت و گفت: "تو چی پسرک! آیا دوست داری توسط شیطان تبدیل به یک گاومیش شوی یا اینکه الآن به ابلیس یک سکه می دهی؟ "پسر بچه ی چهارده ساله که بر عکس دوست جوانترش خیلی ساده بود با ترس و لرز از جیبش یک سکه ی پنجاه سنتی درآورد و آن را به مرد شرور داد! مرد شرور پس از گرفتن سکه ی پنجاه سنتی از پسرک ساده به سراغ پسرک سیزده ساله رفت و خشمش را با زدن لگد و مشت بر سر او خالی کرد و بعد رفت.
چند دقیقه بعد پسرک زرنگ به سراغ پسر ساده آمد و دید او در حال اشک ریختن است، علت را جویا شد، پسرک گفت: "با آن پنجاه سنت باید برای مادر مریضم دارو می خریدم"
پسرک سیزده ساله خندید و گفت: "غصه نخور، من سه تا سکه پنجاه سنتی دارم که دوتایش را به تو می دهم." پسرک ساده گفت: "تو که پول نداشتی؟!" پسرک خندید و گفت: "گاهی می شود جیب شیطان را هم زد"



سجاد بهادری بيش از 8 سال قبل گفت:
داستان
«رابرت داینس زو» قهرمان مشهور ورزش گلف در آرژانتین، در یک مسابقه برنده و موفق شد مبلغ زیادی پول ببرد.
در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه، زنی بسوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد، تا بتواند کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد. زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر به او کمک نکند، کودکش از دست خواهد رفت.
قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.
هفته بعد، یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: ساده لوح، خبر جالبی برایت دارم. آن زن اصلاً بچه مریضی نداشته که هیچ، حتی ازدواج هم نکرده است. آن زن به تو کلک زده است دوست من !!!
رابرت با خوشحالی جواب داد: خدا رو شکر، پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده، اینکه خیلی عالیه!!!
سجاد بهادری بيش از 8 سال قبل گفت:
آنچه نباید وابستگی نشاید، هیچ كس لایق وابستگی نیست جز او و اگر به غیر او وابسته شدیم مجازاتش جهنم جدائیست چرا كه خود را از برای ما نمی خواهد كس، ما را همه از برای خود می خواهند. فقط اوست كه ما را برای خودمان می خواهد با او باید همواره آشتی بود و در قهر و آشتی همواره او را دوست داشت و در قهرو آشتی از او جدا نشد.



سجاد بهادری بيش از 8 سال قبل گفت:
این هم یک شعر از سعدی شیرازی تقدیم به تمامی عزیزان هم روستای

با جوانی سرخوشست این پیر بی تدبیر را
جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

من که با مویی به قوت برنیایم ای عجب
با یکی افتاده​ام کو بگسلد زنجیر را

چون کمان در بازو آرد سرو قد سیمتن
آرزویم می​کند کآماج باشم تیر را

می​رود تا در کمند افتد به پای خويشتن
گر بر آن دست و کمان چشم اوفتد نخجیر را

کس ندیدست آدمیزاد از تو شیرینتر سخن
شکر از پستان مادر خورده​ای یا شیر را

روز بازار جوانی پنج روزی بیش نیست
نقد را باش ای پسر کآفت بود تاخیر را

ای که گفتی دیده از دیدار بت رویان بدوز
هر چه گویی چاره دانم کرد جز تقدیر را

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتیم آن همه تزویر را

سعدیا در پای جانان گر به خدمت سر نهی
همچنان عذرت بباید خواستن تقصیر را
محمدرضا بيش از 8 سال قبل گفت:
ای کاش میشد...
منم با آقا حمید به شدت موافقم.
Dariush Saberi- tehran بيش از 8 سال قبل گفت:
برناردشار : هرگز براي پول ازدواج نكنيد ، چون براي پول در آوردن راههاي آسانتري هم وجود دارد . اگر ما ديگران را در مشقتها و گرفتاريها دلداري دهيم خود نيز تسكين مي يابيم.

آن دوست كه بي وفاست دشمن به از اوست

آن نقره كه بي بهاست آهن به از اوست

آن كس كه نمك خورد و نمكدان بشكست

در مذهب رندان جهان سگ به از اوست
Dariush Saberi- tehran بيش از 8 سال قبل گفت:
من میخواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمیتواند سر مرا در برابر زندگی خم کند.(بتهوون)
Dariush Saberi- tehran بيش از 8 سال قبل گفت:
آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دهید ، زندگانی در لبهایتان جاری شود . و صدا ، موسیقی دلنوازی ست که بدان ، اوقات گذرانید و دل ، خوش دارید .اما به ترنم این گفتار نیمی از اندیشه تان معصومانه مقتول گردد . که تفکر ، شاهین ملکوت است و در قفس کلام ، بالهای خود را شاید که بگشاید ، اما پرواز نتواند . جبران خلیل جبرا
ناظر همراه (واصف) بيش از 8 سال قبل گفت:
روزی برنارد شاور بهمراه یک امریکایی از امریکا دیدن می کند.امریکایی برای خود ستایی و بزرگ کردن کشور مجسمه آزادی را به شاو نشان می دهد ومی گوید این جا مهد آزادی است و این هم مجسمه و سمبل آزادی است درکشور ما. شاو نگاهی به امریکایی می کند و می گوید در کشور ما هرکس مرده باشد مجسمه ای از او می سازند به یادبودش.
رها بيش از 7 سال قبل گفت:
سلام
وب سایت جالبی دارید. این مطلب را با اجازه برای وبلاگم انتخاب کردم.
موفق باشید. --- با سلام به شمارها خانم. به وبلاگ شما سرزدم و وبلاگ خوب و متنوعی بود. در رابطه با استفاده از مطالب هم با ذکر منبع مشکلی ندارد. موفق و پیروز باشید. بناری. مدیر وب سایت
ارسال نظر

نام: *

ايميل:

وب سايت:

نظر شما: *

کد امنيتي: [تغيير کد]

*
Today / امروز

    Today: Friday 20 Sep2019 امروز: جمعه 29 شهريور 1398

اوقات شرعی

تبلیغات

    شرکت آراک الکترو پارس

      ارائه کننده خدمات نصب و راه اندازی درب های برقی، پله برقی و آسانسور در مجتمع‌های مسکونی، منازل، مغازه و غیره. 
    ۰۹۱۷-۳۷۲-۲۹۹۸
    حميدرضا بناري

    *****************

    شرکت ترخیص کالا و بازرگانی آذین کارون اروند

    ترخیص کالا از تمامی گمرکات کشور

    تهران-بازار شوش-بلور فروشها-پاساژ نور طبقه دوم پلاک۵۲۶

    تلفن ۰۲۱۵۵۳۵۳۱۹۵-۰۲۱۵۵۳۵۳۲۰۲فکس

    سجاد بهادری
    ۰۹۳۵۷۰۷۲۰۵۹


    *****************

    طراحی نما و دکوراسیون داخلی

    بندر گناوه-خیابان پست،روبروی اداره کار، دکوراسیون آریا سقف

    مجتبی رفعتی-۳۳۵۸-۷۷۰-۰۹۱۷


    *****************

    تنظیم موتور-تعمیرات ای سی یو-شستشوی انژکتور-برقکاری هوشمند شبکه های Can ,Van

    تعمیر و پیکره بندی کلیه نودهای
    Multiplex ,Ecomax ,SMS

    بنار آزادگان-توانا-۸۲۹۶-۶۶۸-۰۹۱۷

تازه ترین مطالب
پیام مدیر

    سال ۱۳۹۸ 

     


    هدف و شعار وب سایت :
    بیائید با همدلی، همفکری و همکاری روستایمان را آباد و سرافراز نمائیم.

لینکهای دانلود نرم افزار معرفی روستای بنار آزادگان به همراه زندگینامه شهدای روستا قابل نصب بر روی موبایل
تازه ترین نظرات
پيام ها و دلنوشته هاي كاربران

    با سلام و تشكر از حضور شما

  • » چه خواهم کرد بعد از تو ... (حدود 1 سال قبل)
  • » *************************** غمت پیرم نموده درجوانی نکردم ... (بيش از 2 سال قبل)
  • » *************************** دل شـوریده ام دارد هــوایت ... (بيش از 2 سال قبل)
  • » شعرامام زمان گفتم به مهدی برمن ... (بيش از 3 سال قبل)
  • »  پانهاده خاطرم در کوچه های یاد ... (بيش از 3 سال قبل)
  • » " شعر بلکمی" محلی بلکمی ریشه ... (بيش از 3 سال قبل)
  • » مگر چگونه زندگي ميکنيم که تا ... (بيش از 4 سال قبل)
  • » سلام وخسته نباشی خدمت اقای بناری ... (بيش از 4 سال قبل)
  • » باسلام و خسنه باشید به مدیر ... (بيش از 4 سال قبل)
  • » اینجا دلِ دریاست و خیزابِ عدیده ... (بيش از 4 سال قبل)
  • [ليست پيام ها] [نوشتن پيام]

بازدید
    بازدید امروز: 2084
    بازدید دیروز: 1427
    بازدید کل: 8445372
    افراد آنلاین: 7
go top